بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
561
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و بزعم من قرن السبل نوعى ازين است و هلهل كه بعضى آن را هلاهل گويند صمغايست و گويند صمغ بچناكست و گويند هلاهل موضعى بود كه در وى سمى برويد و يا اين صمغ اينجا حاصل مىشود كالاكوت يعنى سياه كل و آن بيخى بود كه كل نبات آن بسياهى گواهى دهد و هيئت و لون شبيه بجدوار بنفش يا سياه بود و اعلاى آن نيز در كوه كيدار پريت شود و در قوت قريب بود به سنگيا و گل او هم در غايت قوت باشد و بهترين او آن بود كه براق درون و صلب و گران وزن باشد بچناك بيخى است در هيئت و ناهموارى ظاهر شبيه جدوار و لون درون آن شكرى بود و برون او بسياهى گرايد و نبات او به مقدار ذراعى متوسط برآيد و برگ آن به برگ خس ماند و گل وى سرخ باشد كه زرد بود يا بنفش و اعلاى آن در كوه كيدار و سر حد غت كوچك يابند و بهترين آنست كه به وزن گران باشد و اندرون وى صلب و براق صمغ مانند بود و اثر قوى او بمرتبهايست كه اگر مقدار ارزنى بخورند در يك لحظه هلاك گردد و متفعن روح و من ديدم كه زنى از صرف كهنه آن مقدار دو دانگ خورد و يك لحظه زبان و دهن و حلق او را كرخ كرد و تن او گرم گشت بعد چند ساعت باز به حال خود آمد بىآنكه ترياقى خورد يا عادتى بوده باشد او را سم بيش كه حكماى يونان و اتباع ايشان آن را از جملهء سموم قويه عد كردهاند اينست و چون بوى بچناك مهلك نيست و دست به دو مىتوان بردن و بيشتر تيز يافت مىشود در تراكيب و معالجات اين مستعمل بوده و آنچه بدين ممالك مىآورند همين است رودمتا و پاچلنك و كمجاين اين هر سه از اصناف بچهناك ضعيفند دو دانگ و يا نيم درم ازينها كشنده بود و متعفن روح و در لون و هيئت شبيه به بچهناك باشد و از غير مواضع مذكوره نيز يافته مىشود از ديار هند مهوات بيخىست كه سفيد شكرى رنگ و تيره و طولانى غير مخروطى و در كوههاى و حوالى كشمير از اعلاى آن يابند و آن را بعضى محموده هم گويند و يمكن كه هيچ نوعى از محموده آنها باشد و از اصناف هربى بودى و از جمله سموم نباتى اين افسون قبول نمىكنند و اين حال مشعرست به آنكه روى حيثيت محضه عمل مىكنند بلكه بيشتر مضرت او بكيفيت غالبه است زيرا كه هرچه از نباتات بخاصيت محضهايست و مىكند قبول افسون مىكند و يك دانگ ازين كشته بود